کد مطلب : 27
تعداد دفعات بازدید : 1601

عنوان خبر :

سنت های کلی خداوند و مولفه های حق و باطل از منظر قرآن
میزگرد با حضور: حجت الاسلام دکترسید صدر الدین شریعتی رئیس دانشگاه علامه طباطبایی
حجت الاسلام دکترسید حامد علم الهدی معاونت مجمع جهانی تقریب مذاهب

تاريخ ارسال خبر : دوشنبه 18 خرداد 88

 

 
سنت های کلی خداوند و مولفه های حق و باطل از منظر قرآن
میزگرد با حضور: حجت الاسلام دکترسید صدر الدین شریعتی رئیس دانشگاه علامه طباطبایی
حجت الاسلام دکترسید حامد علم الهدی معاونت مجمع جهانی تقریب مذاهب
 

سنت های کلی خداوند و مولفه های حق و باطل از منظر قرآن

در برنامه رندان تشنه لب / رادیو گفت و گو:

میزگرد با حضور:
حجت الاسلام دکترسید صدر الدین شریعتی رئیس دانشگاه علامه طباطبایی
حجت الاسلام دکترسید حامد علم الهدی معاونت مجمع جهانی تقریب مذاهب

برنامه رندان تشنه لب با طرح موضوعاتی از قبیل اهداف قیام امام حسین (ع)، اصلاحات از منظر امام حسین، پیامد ها و نتایج قیام امام حسین (ع) از ابتدای محرم آغاز شد. در ادامه این سلسه مباحث، برنامه امشب را با عنوان سنت های کلی خداوند و مولفه های حق و باطل از منظر قرآن دنبال می کنیم.
 

حجت الاسلام شریعتی: خدمت شنوندگان عزیز و مهمان گرامی عرض سلام و ادب دارم و انشاءالله در این برنامه آگاهی های مفیدی به مردم ارائه نماییم.
حجت الاسلام علم الهدی: بنده نیز به نوبه خود عرض ادب و احترام برای حضرتعالی و شنوندگان فرهیخته این برنامه دارم.
• در این برنامه عواملی که در وقایع پس از عاشورا نقش داشتند را بررسی خواهیم کرد. در ابتدا سیره عملی خداوند در عالم را بفرمایید تا وارد بحث شویم.
شریعتی: زمانیکه به قرآن به عنوان مهم ترین کتاب آسمانی هستی نگاه می کنیم متوجه بحث سنت های خداوند می شویم . عبارتی از سوی حضرت حق وجود دارد : "هرگز نمی توانید تبدیل کنید و نمی توانید جایگزینی برای آن(سنت الهی) پیدا کنید "  و این دین ثبات و ابدیت دارد تا زمانی که هستی برقرار است سنت خدا  نیزحاکمیت دارد زیرا سنت خداوند مبتنی بر حق است. اما بحث دیگری که در قرآن تحت عنوان حق و باطل مشاهده می شود این است که خداوند حق است پس همه  آنچه وابسته به اوست نیز حق است. طبیعتا نقطه مقابل حق باطل است همان گونه که در آیات شریفه قرآن بیان می شود از نظام هدایت الهی، رسالت پیغمبر و دین پیغمبر با تعبیر حق یاد شده است تا بر تمام دین ها غلبه داشته باشد البته نه با ایجاد سلطه بلکه به مرور زمان به آگاهی مردم افزوده می شود. از این طریق است که به حقانیت اسلام پی می برند. از سوی دیگر خداوند در قرآن می فرمایند: "جایگاه باطل نابودی است" زیرا باطل فرآیندی است که به هر دلیلی که پدید آمده از بین خواهد رفت زیرا اصالتی در هستی ندارد وهمان گونه که تمام اساتید اخلاق این حقیقت را مطرح می کنند که این رذایل عدمی است و محکوم به نابودی است. اما فضائل ذاتی است و حق است که ریشه در هستی دارند و هر چقدر که با آن برخورد شود باز هم رشد خواهد کرد. لذا قرآن کریم تمامی این مطالب را سنت خداوند یاد می کند. در واقعه کربلا نیز جمعیتی که در مقابل امام حسین (ع) صف آرایی کردند از نظرتعداد و صلاح های جنگی بسیار گسترده بودند و کمترین رقمی که برای آنها ثبت کردند 30هزار نفر ذکر شده است. اما در مقابل با جمعیتی 72 نفره رو به رو بودند. اما این دو جمعیت در نگرش تفاوت داشتند، در جریان نهضت کربلا انواع  شکنجه ها و فشارها را بر یاران امام حسین (ع) وارد کردند. اما با تمام فشارهایی که بر گروه حق وارد شد آنها لحظه ای از معیارهای حق دست بر نداشتند و شب عاشورا را مهلت می گیرند فقط برای راز و نیاز با خداوند متعال و در بعد از ظهر عاشورا امام حسین (ع) ویاران شان شهید شدند. سپاه یزید به ظاهر پیروز شد، اما تحول عظیمی طی 40روز در عالم، نسبت به این دو جمعیت پیدا می شود زیرا مردمی که در روز عاشورا دست می زدند و هلهله       می کردند کمتر از 40 روز اظهار پشیمانی و ندامت کردند و متاسفانه در عاشورای امسال، کشور نیز با این ننگ روبه رو شد.
• راز ماندگاری عاشورا و نابودی جمعیت کفر در چیست؟
حجت الاسلام علم الهدی: امیرالمومنین (ع) در یکی از جملاتشان می فرمایند: " اگر کاملا حق و باطل روشن بود مردم هرگز به دنبال باطل راه نمی افتادند". نکته قابل تامل در اینجاست که در بعضی از اعصار که حق و باطل با هم آمیخته می شوند باعث می شود که طریق حق و باطل برای همه روشن نباشد. در واقعه عاشورا مردم کوفه به جنگ با امام حسین (ع) پرداختند. مردمی که امیر المومنین را درک کردند و از طرفی حضرت زینب(س) برای زنان آن شهر درس تفسیر داده است. باید توجه داشته باشیم که فضا در آن زمان تا چه میزان مسموم بوده است که این مردم در مقابل ابا عبدالله حسین (ع) صف آرایی کردند. در عصر عاشورا عمر سعد لشکرش را به بهشت وعده داد و به نوعی افراد این لشکر خود را لشکر خدا می پنداشتند. همه خود را حق می دانند زیرا حق مطابق فطرت انسان است اما جای تامل دارد که چگونه باطل رنگ حق به خود می گیرد.
حجت الاسلام شریعتی: افرادی که در ماهیت باطل هستند نیز از شعار حق استفاده می کنند. همین وعده ای که عمر سعد در روز عاشورا برای جنگ بر علیه امام حسین (ع) می دهد شعار پیامبر اکرم (ص) برای حرکت به سوی دشمن است اما اینجا است که باید حق و باطل را بشناسیم تا بتوانیم انتخاب صحیحی از حق داشته باشیم. در قرآن کریم ابتدای سوره بقره خداوند انسان ها را به سه گروه متقین ،کافرین و منافقین  تعریف می کند و بیشترین خطری که اسلام را تهدید می کند از سوی منافقین است. منافقین افرادی بودند که نقاب اسلامی به صورت می زدند اما رفتار شیطانی داشتند. مردم کوفه که به امیر المومنین (ع) و حضرت زینب (س) ارادت داشتند به گونه ای  منقلب و با تبلیغات فریب خوردند که بعضی از آنها حتی نمی دانستند که به جنگ چه کسی می روند.حتی بعضی ها از جایگاه اسلامی سوء استفاده کردند مانند شریح که قاضی القضات شهرکوفه، دارای سوابق مثبتی بود. اما نکته جالب توجه اینجاست شریح حضرت علی (ع) را درک کرده بود ولی این مطالب ملاک انتخاب نیست و مهم شخصیت آن فرد است زیرا فتوایی را صادرکرد که مردم  به حرکت مذهبی وادار شدند و لذا با فتوایی که از سوی شریح برای کشتن امام حسین (ع) صادر شد همه مردم به سوی کربلا حرکت کردند. این مسئله در وضعیت کنونی نیز صادق است. ما       می توانیم مردم کوفه را به دو دسته تقسیم کنیم یک قشر فرماندهان، سردمداران و مدیران دیگری مردم عادی هستند. امیر المومنین (ع) در مورد این افراد می فرمایند:" مردم به امیران شان بیشتر از پدران شان شباهت دارند". در شکل گیری واقعه کربلا شریح قا ضی به عنوان قاضی القضات، برخورد ابن زیاد به عنوان والی شهر کوفه و سران سپاه که با قبایل خود به جنگ امام حسین (ع) آمدند بسیار مهم دانست. زیرا این سران در ظاهر قرآن    می خواندند و عبادت می کردند و از چهره پینه بسته ای برخوردار بودند، اما نفاق سراسر وجود آنها را در بر گرفته بود. ببینید برای تشخیص حق از باطل معیار گذاشته می شود. در مورد نفاق حضرت علی (ع) در بحث اول کلمات قصار خودشان می فرمایند "کن فی الفتنه کابن اللبون".
• درباره این حدیث توضیحاتی می فرمائید؟
حجت الاسلام علم الهدی : "کل یوم عاشورا و کل الارض کربلا"همه روزها عاشورا و تمام زمین ها کربلا نشان از این مسئله است که در یک زمان بحث جنگ جمل و در زمان دیگر عاشورا است. احادیث و روایات بسیاری در هر عصری که رویدادهای حق بدان پوشیده می شود و گاهی باطل به عنوان حق جلوه می کند وجود دارد، یکی از همین روایت ها ویژگی فتنه است که مبهم و تاریک است. طبیعتا همه مردم از بصیرت کافی برخودار نیستند و قدرت تشخیص طریق حق را ندارند. امیر المومنین (ع) توصیه می کند در ابتدای فتنه اگر راه بر شما شناخته نیست حرکت نکنید و زود تصمیم نگیرید زیرا لازم نیست از گروه و جناحی پشتیبانی کنید و این وضعیت را تشبیه به بچه شتری که نه سینه ای برای شیر دادن و نه پشتی برای سواری دادن دارد می کنند. البته در ابتدای امر که مسائل کاملا روشن نشده است اما اگر خواص اهل بصیرت باشند هم باید تشخیص دهند و هم دیگران را راهنمایی و هدایت کنند. اگر راه برای خواص روشن باشد سکوت آنها از شیطان اخرس است (از شیطنت ایشان است که لال و کورند) لذا در مورد فتنه روایاتی دیگر می فرماید: اگر فتنه ها به شما روی آوردند و چون شب تاریک و ظلمانی به سوی شما آمد باید پناه به قرآن ببرید زیرا قرآن مرکزی برای پناهگاه افراد در زمان فتنه است. یا در روایتی دیگر از امیر المومنین می فرمایند: این امواج فتنه را با  کشتی های نجات بشکافید. در جای دیگر این کشتی نجات را معرفی می کنند و راه را به ما نشان می دهد. برای ابتدای کار، عملی نکنید که موجب شود مجبور به عذر خواهی شوید و باید تلاش کنید تا حق را از باطل تشخیص دهید .
• آقای شریعتی نکاتی در این زمینه بیان  بفرمایید.
 حجت الاسلام شریعتی: توجه به فتنه و برخورد با آن- به کجا باید مراجعه کنیم- یکی از موضوعاتی است که ما در جامعه با آن رو به رو هستیم. اینجا ما به یک مرجع نیازمندیم و نکته بسیار مهم اینکه فتنه ها را چگونه باید تشخیص دهیم ؟ از این کلام مشخص می شود که راه آنها از راه پیغمبر جدا شده است و باید بگوییم که چرا. بعضی ها معتقدند که این ها همان  شیطان اند اما هر کسی که ما را از یاد خدا دور می کند همان شیطان است. در سوره فرقان آیه 25 می فرماید: پیغمبر فریاد می زند، پروردگارا قوم من این قرآن را مهجور قرار دادند.  در این آیه ظالم  روز قیامت می گوید: ای کاش من با پیغمبر راه را پیدا می کردم و همراه پیغمبر می شدم و ای کاش فلانی را دوست نمی گرفتم که من را از راه حق دور کند. در این بخش مشخص می شود آن چیزی که ما را به پیغمبر نزدیک می کند قرآن است اما قرآن در منطق بر دو گونه است قرآن صامت همین کتاب مقدسی که نازل شده است بر پیامبر اکرم (ص) و قرآن ناطق، اهل بیت عصمت و طهارت (ع). راه رفاقت با رسول خدا از طریق قرآن است یعنی کتاب آسمانی و ولایت، اگر به دنبال عبور از فتنه ها هستیم و نمی خواهیم نفاق ما را به سوی خود بکشاند راهی جز حرکت به سوی قرآن ناطق و قرآن صامت نداریم. 
• با توجه به قسمت ابتدایی بحث که فرمودید: سنت خداوند بر حق است و پایداری در ذات حق لحاظ شده است. از طرفی باطل به عارضیات تعلق دارد و هیچ موقع دوام نخواهد داشت لطفا در این موضوع جمع بندی خود را بفرمایید.
حجت الاسلام شریعتی: با توجه به بحثی که شد متوجه شدیم که باید به قرآن مراجعه کنیم زیرا در روز قیامت بحث و گفتگو میان منافق و مومن است و در واقع نفاق مظهر باطل و مومن مظهر حق است. نفاق در دنیا با تمام جلوه ها ظاهر سازی کرده ولی باطل است در سوره حدید در آیات 12الی15 همین بحث را به صورت گفتگویی بیان می کند اول به پیغمبر خطاب می کند حق در قیامت  نور در مقابل انسان نوعی راه را برای انسان نمایان می کند البته نور به دو صورت است یک نور از سمت راست و نور دیگر مقابل ما است نورسمت راست حاصل عملکرد صحیح انسان است و نور مقابل ما امامت و ولایت است که به او اقتدا کرده ایم و در آیه دیگر می فرماید هر جمعیتی را با امام شان فرا می خوانیم. اکثر مفسرین مخصوصا علامه طباطبایی این نور را به امام تعبیر کرده اند. در آن زمان فریاد می کند که این پیروزی بزرگی است و این حق است. قرآن می فرماید در همان روز مرد ها و زنان منافق به مومنین می گویند نگاهی به ما کنید تا از نور شما استفاده کنیم (از این آیات متوجه می شویم که این حق است که به ما نور اعطا می کند و وقتی نور ندارند دچار مشکل      می شوند) از سوی مومنان جواب داده می شود اگر نور می خواهید به دنیا باز گردید بلا فاصله بین آنها دیوار کشیده می شود و این دیوار از دو بخش درونی و بیرونی تشکیل شده است بخش درونی آن رحمت خداوند برای مومنین است بخش بیرونی آن از عذاب خداوند برای منافقان است  و منافقان فریاد می کشند که ما با یکدیگر بودیم چگونه این طور شد مومنین پاسخ می دهند شما در فتنه ها وارد شدید و همیشه منتظربودید که کجا برای شما بهتر است به آن سو بروید، نباید این گونه رفتار می کردید. شما شک کردید و آرزوها، خواسته ها و هوس هایتان باعث فریب شد. سپس قرآن می فرماید در این میدان شیطان وقتی جایگاه را وسیع می بیند به میدان می آید و میدان داری می کند  و تا آنجا غرور شما را بالا برد که غرور عجیبی مقابل حضرت حق پیدا کرده اید و تسلیم حضرت حق نشدید  و روی حرف های خود پا فشاری کردید و قرآن در آخر راهی را نشان می دهد و می فرماید تا امر حق اجرا نشده است تسلیم حق شوید و پس از این آیه می فرماید آیا وقت آن نرسیده است که   انسان هایی  که مدعی هستند مومن هستند دلشان را در مقابل حق خازع کنند.
حجت الاسلام علم الهدی: هنوز هم دیر نشده است و مرد آن نیست روی یک حرف بایستد بلکه هر زمان متوجه اشتباهش شد بازگردد و ابراز ندامت کند هنوز وقت باقی است و اگر انشاء الله کسانی قبل از عاشورا جریانات برایشان مبهم بود و به برکت عاشورای امام حسین (ع) بسیاری از مطالب روشن شد باید از راه اشتباه خود باز گردند و اشتباهات خود را جبران کنند تا در این فتنه آسیب و خسارت  بیشتری نبینیم.

 

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.ir/news_bargozideview/news_leftview.php?ID=27