کد مطلب : 3
تعداد دفعات بازدید : 1288

عنوان :

میرفخرایی: منتقد وفاداری برای خود باشیم

تاريخ ارسال : 9:08 يكشنبه 10 شهريور 87


میرفخرایی: منتقد وفاداری برای خود باشیم
 

اسماعیل میرفخرایی از جمله برنامه سازانی که مي‌شود گفت همه‌ی کساني که دستي در برنامه‌ سازی علمي در راديو و تلويزيون ايران دارند مديون او هستند و سال‌‌های سال است کار علمي در راديو و تلويزيون ايران را با نمونه‌هايي که ميرفخرايي در آن‌ها نقشي داشته محک مي‌زنند ، رادیو گفت و گو، به واسطه تخصصی بودن برنامه هایش از همان ابتدای کار ، این برنامه ساز را به همکاری دعوت کرد و توانست برنامه های ارزنده ای در این شبکه تهیه نماید، پس از یک وقفه یکساله به واسطه سفر میرفخرایی به استرالیا، این برنامه ساز بار دیگر به رادیو گفت و گو بازگشته است، در همین رابطه خبرنگار حوزه ارتباطات این شبکه رادیویی در مصاحبه با میرفخرایی نظر وی را درباره تغییرات مدیریتی رادیو گفت و گو و راهبردهای پیش رو تدارک دید، آنچه می خوانید بخشی از این گفت و گو است.

 افق شما به عنوان متخصص رسانه پس از تغییر مدیریتی رادیو گفت و گو به چه صورتی است، آیا نگاه سابق در این رادیو ادامه خواهد داشت؟

نمی دانم مدیر بعدی که می آید چه تفکری دارد اما اگر ایجاد رادیو گفت وگو بر اساس یک تفکر جمعی بوده باشد، تغییر مدیریتی چندان تاثیری در آن ایجاد نمی کند اما اگر نقش آقای محمدیان به عنوان مدیر رادیو گفت و گو در گفت و گویی شدن موثر بوده، مسلما با رفتن ایشان تغییر می کند،

 ولی تصور می کنم فکری که رادیو گفت و گو را در ایران شروع کرده، فکری بوده که با یک خط و ربط و ضبطی شروع کرده احتمالا ادامه خواهد یافت و امیدوارم که رئیس بعدی سانسورچی نباشد.

 رادیو گفت و گو در این دو سال به صورت تجربه شش ساعته بودن را داشته و به 12 ساعته بودن نرسیده، ضمن اینکه شعاع آن هم در تهران است یعنی اقدام گام به گام است، شما پس از یک وقفه یکساله دوباره به رادیو گفت وگو آمدید، طرح و برنامه خاصی برای رادیو گفت و گو دارید؟

 من سالهای پیش هم گفتم که شبها را اختصاصی کنیم، در زمانی که مخاطبان رادیو به واسطه تلویزیون کمتر شده ما باید به سمت رادیو های تخصصی برویم. چون در رادیو گفت و گو ما مخاطب اتفاقی نداریم، اگر از این به بعد شبها را دسته بندی کنیم و شبی را به نام شب ادبیات یا شب علم بگذاریم که برنامه ها در آن تم ادبیات یا علمی داشته باشد، مخاطب می تواند برای دستیابی به آخرین اطلاعات ساعت یا ساعت هایی از آن شب را گوش کند، بنابراین اگر رادیو گفت و گو به واسطه محدود بودن مخاطبانش که ناشی از محدودیت انتقال می شود که نمی دانم چرا این اتفاق می افتد، اگر رادیو گفت و گو این کار تخصصی شدن را دنبال کند به صورت محفلی درمی آید که ما می دانیم مثلا شنبه یک محفل علمی است و به صورت جلسات دانشگاهی درمی آید که آنهم تخصصی می شود و کاربری بیشتری از یک سمینار هم دارد اما دیگر رادیو به معنایی که رادیوی قدیم نیست که همه گیر باشد اما امکانات خوبی را در اختیار قرار می دهد که از همین جا یک هسته تفکری را شکل دهیم که از طریق مخاطبین درجه یک و پس از آن از طریق مخاطبین درجه دو حوزه خودش را گسترش دهد، بنابراین نقش رادیو گفت و گو را به صورت یک نقش اختصاصی و با هدف معین ادامه دهیم.

چرا ما حضور رادیو گفت و گو را در مطبوعات به صورت روزانه نمی بینیم مگر اینکه به واسطه میهمانی داشته باشد که به یک حزب تعلق داشته باشد؟

من سایت بی بی سی را که چک کردم قضیه ممنوع الخروج شدن هنرپیشه ایرانی را به نقل از رادیو گفت و گو ذکر کرده بود، چون رادیو گفت و گو اولین بار این مسئله را مطرح کرد. یک نکته اساسی را باید مطرح کنم و آن اینکه هیچکس در هیچ جای دنیا با یک رادیو اف. ام در دنیا کودتا نکرده، فکر کنندگان پشت این دستگاه ارتباطی، باید بدانند که در یک رادیو خیلی راحت تر می تواند مطرح شود که به نفع خودشان است، رادیو گفت وگو می تواند بیان کننده مسائلی باشد که بعدا برای آدم ها منبع شود ولی در اینجا ابتکار عمل به دست ماست، به دست رادیو اسرائیل نیست، پاشنه آشیل ارتباطی غلط ما را رادیو اسرائیل استفاده می کند، اگر ما آن را خودمان به صورت یک منتقد وفادار در اینجا مطرح کنیم، این طرز فکر سبب می شود که رادیو گفت وگو به یک رادیوی کشوری تبدیل شود، حالا فقط به صورت تست ما در سطح تهران می گیرند که تهران هم بزرگ است و می تواند آن را مطرح کند. رادیو گفت و گو اگر به این صورت مطرح نشده به این خاطر است که در انتقال و پخش آن در میان اینهمه موج رسانه ای مشکل وجود دارد و به زمان و جرات نیاز دارد.

 بین رادیو های موجود در کشور ، شما به این رادیو رغبت بیشتری دارید، چرا؟

 ما در اینجا سانسور نداریم، من را یکدفعه اوایل انقلاب از رادیو بیرون کردند، بنابراین من ترسی از بیرون شدن ندارم، این شغل نیست کاری است که بر اساس عشق و علاقه انجام می دهم هر چند که در کنار آن یک مبلغی داده می شود، نکته مهم این است که من این را به صورت یک مدل می گویم که می شود انجام داد، منتهی برنامه ریزی می خواهد، فکر می خواهد، باید برنامه ریزی باشد و برنامه اتفاقی نداشته باشیم و به سمت برنامه هایی برود که روی آنها تحقیق شده باشد. امیدوارم که این رادیو گسترش شبکه اش به گونه ای باشد که به همه برسد ضمن اینکه توصیه من به مخاطبین این است که فکر نکنند رادیوهای خارج چیز اضافه ای به آنها می دهند، اگر ما پاشنه آشیل خود را به صورت معقول ترمیم کنیم و اطلاعات آنها را به صورت درست به مردم بدهیم. اما یک چیزهایی هست که در کشور ما نادرست است و آن اینکه آنها خبری را پخش می کنند و بعد ما جواب خبری آنها را می دهیم که بیشتر آبروریزی میشود، نه رادیوی بی بی سی و نه VOAدلش برای ما نمی سوزد. ما باید در این مملکت مدلی از رادیو را بگذاریم که راه آنها مسدود شود و از طرفی مقامات و برنامه ریزان ما یاد بگیرند که با رادیو کسی حکومت را تهدید نمی کند.

 معنی سخن شما این است که ما دارای تناقض رسانه ای هستیم؟

 شیوه خطابه ای گفتن و شیوه ای که من می دانم و شما نمی دانید، که از ابتدای ورود رادیو در ایران وجود داشته،، لحن گفتاری و نوشتاری خبر باید عوض شود ، دلیلی ندارد که مسائل به صورت شعارگونه عوض شود، تفکر باید عوض شود، آنقدر حقانیت وجود دارد که اگر ما بگوییم مخاطب به ما جذب شود، متدولوژی پرداخت برنامه ای غلط است و من صد در صد معتقدم که ما داریم دچار یک اشتباه تاریخی رسانه ای در داخل کشور می شویم. یعنی معتقدید اتفاقی که در رادیو گفت و گو افتاده در حوزه خبر راه بیفتد، به نفع همه است؟ بله مسلما در این صورت کسی به اخبار رسانه های دیگر گوش نمی دهد. مثلا بی بی سی نمی تواند عبدالرحمن ریگی را به صورت قهرمان ملی نشان دهد، این فرد دشمن مملکت است، ما خبر اینها را نمی گوییم و بعد بی بی سی با او به عنوان قهرمان صحبت می کند، اینطور هم نیست که ما نتوانیم هیچ چیزی را نگوییم.

    بشنوید

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.com/RadioSheet/Afkar/afkarview.php?ID=3