کد مطلب : 21
تعداد دفعات بازدید : 1202

عنوان :

گفتمان را بخصوص در عرصه فرهنگی و هنری یک رفتار متمدنانه وانسانی تلقی کنیم

تاريخ ارسال : سه شنبه 30 مهر 87


گفتمان را بخصوص در عرصه فرهنگی و هنری یک رفتار متمدنانه وانسانی تلقی کنیم

 

اگر سیاستگذاریها توام با یک سند چشم انداز ملی باشد مهم نیست که الان آقای انوار بر مسند سینمایی ایران تکیه زده باشد یا آقای مهندس جعفری جلوه .مهم این است که همه اینها به نسخه های تجویز شده وفاداربمانند.


حاجی مشهدی از سال 1350 وارد دنیای سینما شده و علاوه بر حضور در گروههای فیلمسازی، نقدهای مفصلی نیز بر مهمترین آثار سینمایی ایران و جهان نوشته است.

عضویت در گروه کارشناسی دبیرخانه شورای هنر، عضویت در شورای مرکزی کانون مدرسان سینما، بازرس اصلی خانه سینما و عضویت در هیات انتخاب بیست و سومین جشنواره فیلم فجر از جمله سمت ها و فعالیت های وی در کنار شاعری و نویسندگی اوست.

مدرسه کارگاهی فیلمنامه نویسی حوزه هنری در سال 1372 با هدف ایجاد کارگاه های نگارشی، توسط مرحوم شهید آوینی پایه گذاری شده و در مدت 14 سال، حوزه فعالیت خود را با راه اندازی کلاس های آموزش فیلمنامه نویسی، چاپ فیلمنامه، مشاوره با فیلمنامه نویسان، بانک فیلمنامه و نشست های تخصصی فیلمنامه نویسی گسترش داده است.هم اینک عزیزالله حاجی مشهدی به عنوان مدیر مدرسه کارگاهی فیلمنامه نویسی حوزه هنری مشغول به کار است .

خبرنگار حوزه ارتباطات رادیو گفت وگو ، با وی گفت وگویی ترتیب داده است که می خوانید:

• چنانچه شنونده یامهمان رادیو گفتگو بودید نگاهتان را درباره این شبکه بفرمایید ؟

به نام خدا .من خوشحالم دراین فرصت مهمان این برنامه هستم .تا آنجا که فرصت و مجالی پیش آمده سعی کردم شنونده این برنامه باشم .البته اعتراف می کنم بیشتر درمسیر هایی که بهر حال بنا به عادت همه ما رادیو باز می کنیم و رادیو گوش می کنیم وگر نه در حین کار که خیلی مقدور نیست،مگر اینکه برنامه خاصی را آدم نشان کند   و بخواهد گوش کند می دانم که برنامه خوب رادیو گفتگو تقریبا پخش هر روزه از ساعت 6بعد از ظهر تا نیمه شب دارد و بعد سکوت است و این برنامه 6 ساعته تمام قصدش این است که یک مخاطبان خاصی را که به گمان من خبرگان فرهنگی و نخبگان هستند پوشش دهد .البته متاسفانه در مملکت ما غلبه تکثر برنامه های به لحاظ مضمون ودرون مایه با مباحث سیاسی اجتماعی است واین به خودی خود بد نیست اما باید بدانیم بن مایه  های دلمشغولی بسیاری از خبرگان و نخبگان فرهنگی به گمان من حوزه هنر ،فرهنگ و فلسفه است به همین جهت یکی از توصیه های بنده به عنوان شنونده خاص این باشد که بخش فرهنگ و هنر، در حوزه های سینما ،تئاتر ،هنر های نمایشی و نوشتن وحتی فلسفه غنای بیشتری پیدا کند و به سراغ کسانی برویم که صاحبنظرند .در این عرصه هاگاهی حتی گزارش برخی از تولیدات

بهانه ای باشد برای گشودن باب گفتگو با پدید آورندگان آن آثار هنری بعنوان مثال اجرای یک نمایش موفق چه در سطح بین المللی و چه در عرصه های تئاتر ملی خودمان باید فرصت مغتنمی بوجود آورد که با کارگردانش با نویسنده اش و با تمام پدید آورندگان ،بازیگران و همه کسانی که در ظهور و بروز آن نمایش نقش داشتند گفتگویی شودوگفتگو هم صرفا در بخش گزارش خبری نباشد بلکه تحلیل محتوا و علتها و انگیزه انتخاب یک متن نمایشی و مسائلی از این دست را در بر گیرد .


• آقای حاجی مشهدی چنین نگاهی به احتمال زیاد و قطعا در دیگر شبکه های رادیویی وتلویزیونی رخ می دهد در جمهوری اسلامی ایران این رادیو گفتگو به خاطر معنای گفتگو که مفهوم تعاطی افکار و تضارب آرائ است ما می خواهیم در حوزه فرهنگ و یا همین حوزه سینما که در تخصص شماست معذوریتهایی از سال 57 تا کنون در حوزه سینما اعم از فرم و مضمون داشتیم یک جاهایی هست که سیار است می شود وارد شد ،نمی شود وارد شد ؟این سرگردانی و آشفتگی را توضیح دهید ؟

من اعتقادم این است که در واقع اگر گفتمان را بخصوص در عرصه فرهنگی و هنری یک رفتار متمدنانه وانسانی تلقی کنیم آنوقت فلسفه وجودی رادیو گفتگو به عنوان یک نگاه استراتژیک،نگاهی که به چشم انداز بالا بلند و دور دست، فرهنگ سازی می کند در حوزه سینما از طریق پخش و صدا به ایجاد تعامل و تعاطی افکار بین خبرگان فرهنگی یک جامعه به طور طبیعی دست یافت وخیلی از این نا گفته ها را مطرح کرد .خیلی از این باید ها و نباید ها را طرح کرد چیزی که ممکن در عرصه مطبوعات یا در وادی نوشتار هر روزه در واقع بخش عمده ای از قلم زدن های منتقدان ،نویسندگان سینمایی و تحلیلگران را به خودش اختصاص دهد. ولی نفس گفتگو بویژه هنگامی که به این مباحث به نوعی با چالش و دید گاههای متناقض و تلاش آدمهایی که در این گفتگو شرکت می کنند برای به کرسی نشاندن حرف خودشان یا تشریح حقانیت دیدگاهای خودشان می پردازند جذابیت هایی دارد که از نامه یک نوشته دلنشین تر است.

 من نمونه تصویری برنامه هایی که ما خودمان به عنوان مهمان یک شبکه تلویزیونی، در آن میز گرد ها دعوت می شویم معمولا بحثها خودمانی تر و زنده تر از حالتی است که ما می خواهیم منفردا در انزوا و به طور فردی یک مطلبی درباره نقد فیلم بنویسیم .

.در واقع بخشی از جذابیت آن برنامه ها ،برنامه گفت گو محور است .بر نامه شاید زنده به نظر می رسد به خاطراین است که معمولا با فرم و قالب خشک در واقع با کلیشه ای از نوشته ها روبرو نیستیم. درش حرف آدمها قطع می شود ،مخالفت می شود ،موافقت می شود خود این رفت و بر گشت این گفتگوها یک جور در واقع هم اندیشی ،تعاطی فکر و به نظر من جذابیت قضیه را در بر دارد که می تواند سود مند باشد.

 .به نظر من چنین برنامه هایی ظرفیت حتی گسترش به لحاظ کمی هم دارند علاوه بر اینکه در کیفیت می تواند دامنه مبا حث از سینما و هنر تئاتر و نمایش صحنه و کارهای خلا قه دیگر هنری به عرصه های دیگر برسد به فلسفه علوم برسد. به لحاظ کمی هم به نظرم این وقت 6 ساعته کم وبیش می تواند طولانی تر شود .در اینصورت به نظر می رسد که باید به فکر مخاطبان گسترده تری باشیم و با یک جور تقسیم بندی زمانی به نخبگان و خبرگان فرهنگی و فرهیختگان بگوئیم که شما ساعت 6 تا 12 شب را بر نامه دارید از ساعت12به بعد که الان به سکوت می گذرد. ما یک فضایی را به وجود آوریم نه مانند برنامه های راه شب ولی بتواند شب بیداران حتی طیف های زحمتکش که در نوبت کاریهای شبانه در مراکز صنعتی هستند آنها را هم با فراخور آن موضوعی که در نوبت کاریهای شبانه در مراکز صنعتی هستند با فرا خور آن موضوعی که در نظر گرفته می شود حالا ممکن یک موضوع اجتماعی باشد ،یک مقوله روانشناختی با شد ،یک مقوله در مورد رابطه تحکیم خانوادگی باشد، حتی مسا یل سر گرم کننده جذاب باشد در بر بگیرد .

بخشهای زنده دیگر هم به نظر من می تواندبه خانواده ،جوانان اختصاص پیدا کند معنی این نیست که در واقع رادیو گفتگو وارد حیطه و حریم وظایف سایر شبکه های رادیویی شود می تواند با حفظ چار چوبها .خودش که در واقع بر عنصر گفتگو و دیا لوگ و گفتمان به معنای واقعی کلمه تکیه می کند برنامه هایش را ادامه دهد .

• آقای حاجی مشهدی :در آمد و شد دولتهای جمهوری اسلامی ایران از زمان استقرار تا کنون ما نگاههای متنوعی را از دولتها دیدیم که در حوزه متولیان فرهنگی یک انقباض و انبساطی پیش آمده مثلا از آقای انوار تا آقای جعفری جلوه قرابتهایشان ،فاصله هایشان آیا اینها به فرهنگ امروز آسیب می رساند ؟

اگر سیاستگذاریها توام با یک سند چشم انداز ملی باشد مهم نیست که الان آقای انوار بر مسند سینمایی ایران تکیه زده باشد یا آقای مهندس جعفری جلوه .مهم این است که همه اینها به نسخه های تجویز شده وفاداربمانند.به نظر می رسد کمی تا قسمتی من بعنوان کارشناس سینما و منتقد تا آنجائیکه پی گیر این قضایا بودم منهای دوره اخیر که سند چشم انداز طراحی شده در واقع ساز و کار حرکتهای بعدی مستندا و مکتوب ارائه می شود .می شود گفت که ما به وضع مطلوب و آرمانی نرسیده ایم.

در واقع حسی که در سئوالتان بدون اینکه مطرح کنید به من منتقل می شود این است که در واقع در بخش های عمده ای از برنامه ریزیها ،سلیقه های شخصی اگر نگوییم نگاههای فردی و یا شخصی حاکم بوده و این قطعا و بدون تردید به جریان سالم حرکتهای فرهنگی لطمه می زند و زده .و به همین جهت شاید بهترین حالت مطلوب و آرمانی این باشد که ما بر مبنای یک سند و یک استراتژی و یک نگاه دوراندیشانه و دورنگرشانه حرکت کنیم در اینصورت است که برداشت های شخصی تفسیر های شخصی و دیدگاههای شخصی به حداقل می رسد و آسیب ها هم کمتر می شود .

    بشنوید

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.com/RadioSheet/Afkar/afkarview.php?ID=21