کد مطلب : 1571
تعداد دفعات بازدید : 119

عنوان خبر :

تبلیغات و فرهنگ اقتصادی
میزگرد با حضور:
دکتر لطفعلی بخشی  استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر احمد روستا  استاد دانشگاه

تاريخ ارسال خبر : دوشنبه 28 تير 89

 

 
تبلیغات و فرهنگ اقتصادی
میزگرد با حضور:
دکتر لطفعلی بخشی  استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر احمد روستا  استاد دانشگاه
 

تبلیغات و تاثیرش بر فرهنگ اقتصادی عنوان برنامه ای بود که کارشناسان رادیو گفتگو به بحث و بررسی آن پرداختند.

مشروح این گفنگو به شرح زیر است :

رادیو گفتگو:نظر تان را در مورد فرهنگ اقتصادی بفرمایید ؟

بخشی :به هر حال فرهنگ جوانب مختلف زندگی ما را پوشش می دهد و در واقع مجموعه رفتارها و رفتارها و هنجارهای ما در هر جامعه ای ساختار فرهنگی آن جامعه را تشکیل می دهد طبیعتا بخشی از این هنجارها و رفتارها و گفتار ها در واقع گفتارهایی است که به اقتصاد ربط پیدا می کند .اقتصاد هم بخش بسیار مهمی از زندگی بعضی از دیدگاه ها در واقع همه چیز از زندگی را تابع اقتصاد می دانند حتی در برخی از مکاتب اقتصاد ؛اقتصاد را زیربنا می دانند و سایر چیزها را روبنا که بر مبنای روابط اقتصادی شکل می گیرد و همین فرهنگ اقتصادی را هم ما می توانیم به یک مجموعه رفتارهای در بخش های مختلف اقتصاد تقسیم کنیم و فرهنگ کار فرهنگ مصرف و فرهنگ روابط اقتصادی فرهنگ مالیاتی فرهنگ روابط دولت و مردم و امثال آن هر کدام از این مجموعه ها در طول تاریخ روالی داشته و شکل گرفته است .البته در عصر حاضر به خاط گسترش وسایل ارتباط جمعی اینترنت تلویزیون روزنامه رادیو و آموزش گسترده در داخل کشور هیچ وقت ما در این مقیاس دانشجو نداشتیم در این مقیاس استاد و دانشگاه نداشتیم در واقع همه این ها باعث پراکندن دانش علمی می شود که زمینه های مختلف در دنیا شکل گرفته است ،این در واقع روی رفتار مردم و در رفتار جامعه تاثیر خواهد گذاشت .امروزه ما شاهد تغییر رفتارهایی هستیم که شاید در صد سال گذشته به ندرت اتفاق می افتاد .این برای این که امروزه یک روند پرشتابی را همه جوامع شاهدش هستند که در زمینه های مختلف ما شاهدیم که رفتارها به نسبت گذشته خیلی سریع تر عوض می شوند خیلی رفتارهای جدیدی را ما شاهد هستیم .در زمینه هایی هم ما رفتارهای سنتی داریم که چندان هم تغییر پذیر هم نیست و تغییر هم نکرده است و در زمینه های دیگر ما شاهد هستیم که تغییرات خیلی سریع داره شکل می گیرد .

رادیو گفتگو :چالش های درونی تبلیغات فرهنگی را و تبلیغات اقتصادی را در حقیقت بررسی کنید ؟

روستا :بحث تبلیغ را اگر امروز شروع کنیم خود تبلیغ یکی از پدیده هایی است که در جامعه ما واقعا نگرانی ایجاد کرده است تبلیغ در ابعاد مختلف از جمله بحث های مربوط به بازرگانی و اقتصادی و پدیده های اینچنینی ؛وقتی ما صحبت از تبلیغ می کنیم شاید اولین نکته این است که ما می خواهیم یک چیزی را یک پیامی را پدیده ای را ابلاغ کنیم از طرف خودمان به دیگران به مخاطبان خودمان اولین نکته این است که تبلیغ را به عنوان یک پدیده ارتباط بدانیم و یک وسیله عامل ارتباطی پس فرهنگ تبلیغ از همین جا شروع می شود ؛فرهنگ مربوط به چگونگی ارتباط صحیح و منطقی و انسانی برقرار کردن با مخاطب است ،تا چه اندازه صداقت در گفتارمان ،نوشتارمان پدیده های تبلیغاتی مان است تا چه اندازه ارتباط پایدار و توام با اعتماد سازی را داریم نگاه می کنیم و تا چه اندازه از همه مهمتر در تبلیغمان به ارزش های انسانی اخلاقی و حرفه ای توجه داریم اگر همین نکات اولیه را ما توجه کنیم تبلیغ به ضد تبلیغ بدل می شود تبلیغی می شود که نه تنها مردم باور نمی کنند ،بلکه به عنوان یک چیز فریبنده به آن توجه می کنند .شاید این جاست که ما باید شروع بکنیم هر تبلیغی نمی تواند موثر و مفید باشد اگر عوامل مختلف فرهنگی به آن توجه نشود و رعایت نشود در زمینه تبلیغ من معتقد هستم که جامعه ما نیازمند یک بازنگری کامل دارد تا توجه به همان نکاتی است که در دنیا به آن توجه می شود به نام کد اخلاقی و کدهای معنائی که باید رعایت شود و این جا من بیشتر توضیح خواهم داد که کجا باید شروع کنیم .. رادیو گفتگو :اگر در این زمینه نقش تبلیغات را در رفتار سازی توضیح دهید ممنون می شوم ؟

روستا :تبلیغ از نظر بنده یک وسیله و عامل ارتباطی برای تاثیر بر مخاطب و تغییر در مخاطب است نهایت هر تبلیغ تاثیرگذاری و اثرپذیری است و مهم تر از همه نتیجه آن تاثیر تغییر است به عبارتی تبلیغ در دو عامل خلاصه می شود تغییر و تاثیر ،و تغییری که ما می خواهیم بدهیم باید ببینیم روی چیست ؟از دید بنده اگرچه اهداف گوناگونی هر فرد و نهادی که تبیلغ می کند اهداف گوناگونی دارد اما در چهار حوزه ما تبلیغ را می خواهیم انجام بدهیم اولین عامل که بسیار دیر پا است طولانی مدت است و استمرار دارد و به ویژه توجه به عوامل فرهنگ خود تبلیغ و فرهنگ اقتصادی و اجتماعی دارد تغییر در نگرش است ما متاسفانه بسیاری از تبلیغات خودمان در زمینه های مختلف بیش از آن چه که جنبه نگرشی داشته باشد رفتیم روی دانش تاثیر می کند اولین عامل نگرشی است برای تغییر دادن نگرش افراد محال است که شما عمق به موضع بدهید یعنی مخاطب شما از لحاظ فردی و جنبی چه کسانی هستند در چه جامعه ای زندگی می کنند چه فرهنگی را دارند و چه چیزهایی را باور دارند ایدوئولوژی و جهان بینی شان چیست ؟نمی توانید با یک سری پیام ها نگرش افراد را تغییر دهید نگرش در تبلیغ یک پدیده بسیار اثربخش اما دور اندیشانه ،استراتژیک و حساس است و لازمه تغییر نگرش این است کسانی که تبلیغ می کنند مورد اعتماد و باور مخاطب باشند یعنی اولین عامل در هر پدیده ای اعتماد سازی است باور کنیم کسی که داره تبلیغ می کند به صلاح من داره تبلیغ می کند ولی برای ایجاد ارزش اضافی معنوی هر پدیده ای داره تبلیغ می کند و.در این زمینه به نظر من اگر ما واقعا بتوانیم اعتمادمان را با مخاطب آن قدر نزدیک بکنیم که بدانیم هدفی را که داریم برای ایجاد ارزش مادی و معنوی است نهایتا برای انسان هاست قطعا مورد پذیرش قرار می گیرد .عامل دوم در تبلیغ مدلی است که به نام نادر که حرف اول چهار عامل است یک نگر ش عامل دوم ایجاد انگیزش است یعنی ما اگر تبلیغ می کنیم می خواهیم تغییر در رفتار ایجاد بکنیم و لازمه تغییر در رفتار توجه به عوامل انگیزشی لازمه به عوامل انگیزشی درک نیاز و نیازمند است ما با چه کسی رو به رو هستید چه نیازهایی دارد چه محرکی می تواند برای آن موثر باشد چقدر می توانیم عومال انگیزشی نه تنها مادی عوامل انگیزش مادی معنوی همه این ها را پرورش بدهیم طرح کار بگیریم تا بتواند روی مخاطب مان اثر بگذارد این جاست که دوباره مطرح می شود که تبلیغ یک پدیده ساده نیست یک پدیده ای است که با تک تک لحظات یک فرد با تمام عوامل ارزشی فرهنگی اخلاقی ارتباط کاملا مستقیم دارد و هر قدر ما این درک مخاطبمان قوی تر و عمیق تر و بهتر باشد اثر تبلیغی ما قطعا بیشتر خواهد بود .نکته سوم بعد از نگرش و انگیزش حالا دانش است دانش دید و درک افراد است دانش علمی است دانش معرفت شناخت است اطلاع دادن درست است اطلاعاتی که می دانیم وقتی داریم این را انجام می دهیم و افراد را به تحریک کردن پدیده ها داریم تعقیب می کنیم بدانیم که واقعا آن چه را که داریم بیان می کنیم وقتی مخاطب بدنبال آن می رود صحت آن ثابت شود خود صحت اطلاعات و دانش درست اعتماد سازی می کند اطلاعات را پایدار می کند .در برخی دانش قطعا باید مراقب باشیم که سطح دانش افراد با نام مخاطب ما یکسان نیست درک و گیرندگی افراد در حوزه دانش یکسان نیست و متاسفانه گاهی اوقات می بینیم که بدون این که توجه کنیم بدانیم که تبلیغ برای چه کسی داریم انجام می دهیم چه اهدافی یک تبلیغات کپی شده از خیلی جاها که اصلا هیچ ربطی با مخاطب ما ندارند این جاست که متوجه می شویم که تبلیغاتی را که  ما می خواستیم انجام دهیم اثربخش نبود در نتیجه دانش یا باید مراعات کنیم که با نوع ویزگی های مخاطب و فرهنگش کاملا نزدیک باشد .وآخرین نمته ای که در تبلیغی است از نظر من تمام بحث نگرش انگیزش و دانش برای یک چیزی است تغییر در رفتار و روش یعنی کاری بکنیم که افراد آن چرا که تا به حال انجام می دادند در مسیر جدید انجام بدهند اگر بعضا در مسائل اقتصادی اگر کالای می خریدند به طرف ما بیایند اگر سازمان خاصی را قبول داشتند به سازمان ما توجه کنند اگر شناسه یا برند مخصوصی را علاقه داشتند به طرف شناسه و یا برند ما بیایند .در تمام سیاسی و اقتصادی و همه جا لازم است ما می خواهیم تغییر رفتار بدهیم و اگر خوب دقت کنیم نهایت تبلیغ در این 4 حوزه خلاصه می شود یعنی در نگرش انگیزه دانش و روش و این قطعا زمانی امکان پذیر است که اساس کارمان درست باشد .نوعی تفاهم فرهنگی اعتماد سازی هم باوری و پذیرش این که نتیجه این تبلیغات یک نوع پدیده دو گانه است و هر دو می خواهیم به هم کمک کنیم اگر ما در تبلیغمان واقعا نکات مختلف اخلاقی ارزشی فرهنگی را احترام بگذاریم و رعایت کنیم قطعا بی جواب نمی ماند کنش هایی که از مخاطب می گیریم نتیجه بخش خواهد بود برای ما در استمرار فعالیت های تبلیغاتی و نکته دیگری که خیلی باید توجه بکنیم درباره چه فرهنگی داریم صحبت می کنیم ؟یک چیزی که در خیلی از کشور ها به عنوان تکنیک دارند استفاده می کنند پدیده است به نام دهان به دهان شفاهی و امثال این ها است .به نظر بنده تبلیغات دهان به دهان وسیله تبلیغی نبوده نتیجه عملکرد ما در زندگی است .ما باید روی عملکردمان خیلی دقت کنیم به عبارتی تبلیغات دهان به دهان یک وسیله ای است که دیگران به کار می برند نه این که ما خودمان به کار می بریم .فراموش نکنید که زمانی اینگونه تبلیغات و سایر عوامل و شیوه های تبلغاتی موثر است که تمام بخش را از مخاطب شروع کند .ببینید مخاطب ما کیست ؛با چه فرهنگی و با چه ویژگی هایی و حالا ما چگونه انجام دادیم .

رادیو گفتگو :کلیاتی که مد نظرتان است بفرمایید ؟

بخشی :من یک رابطه ای برقرار کنم بین صحبت های ایشان و بحثی که ما داریم به عبارتی دیگر رابطه فرهنگ اقتصادی و تبلیغات ؛طبیعتا تبلیغات را به یک تعبیری می توانیم بگوییم که بحث از دوران انقلاب صنعتی به شکل امروز پا به عرصه جهان نهاد از موقعی که تولید انبوه شروع شد در واقع برای تولید انبوه نیازمند گشایش بازارها بودیم برای گشایش بازارها بایستی شناختی از بازار ها را به مردم می دادیم ؛در همین رابطه ملی محلی و غیره و ما شاهد تبلیغات در سطوح مختلفی هستیم .و کم کم می رسیم به برند سازی و کسانی که توانستند برند را مطرح کنند توانستند اعتماد مصرف کننده را جلب کنند .شاید به یک تعبیری ما بتوانیم تبلیغاتمان را به دو تا گروه بزرگ تقسیم کنیم یکی تبلیغات برای فروش بیشتر که در واقع الگوی مسلط در جهان است تمام این تبلیغات مستقیم و یا غیر مستقیم می خواهد فروش را بیشتر کند .تبلیغات برای تغییر الگوی رفتار تغییر الگوی مصرف به دلیل سال ها نرخ های را که دولت ها تعیین کردند رفتارهایی که به مرور زمان بر طبق آن نرخ ها نهادینه شده اند .تبلیغات می تواند بسیار می تواند تاثیر بگذارد .تبلیغ می تواند در کشور ما به خصوص در این برهه ای که در کشورمان هستیم روی فرهنگ اقتصادی ما تاثیر مستقیمی داشته باشد .و تقریبا در تمام کشور پوشش تلویزیونی داریم اینترنت ضریب نفوذش در کشور ما نسبت به منطقه بد نیست و عده ای زیادی دائما دارند به اینترنت مراجعه می کنند .روزنامه خوانی به نسبت خوب است ؛قشر دانشجو تعدادشان زیاد شده است این همه عواملی است که به ما کمک می کند که با روش های تبلیغی مان پیام مان که الان نیاز شدید کشورمان است را به گروه هایی برسانیم و بتوانیم در الگوهای رفتاری آن ها اثر بگذاریم .

رادیو گفتگو :بحث تبلیغات را برای تغییر الگوی رفتاری و رفتارسازی برایمان ادامه دهید ؟

روستا :فراموش نکنیم که خود پدیده فرهنگ اقتصادی وقتی صحبت می کنیم نقش تبلیغ در تمام ابعادش موثر است .و وقتی فرهنگ اقتصادی نیست حداقل در گروه بندی کلی فرهنگ تغییر است انسان ها در هر یک از این بخش ها چگونه الگوی رفتاری شان باشد در بحث الگوی مصرف که جامعه به آن حساس شده رفتار مصرفی جامعه چگونه ما از تغییر می توانیم استفاده کنیم برای این که الگوی مناسب مصرف را بتوانیم ترویج کنیم فعالیت ها و انواع رفتارهایی که در زمینه مصرف انواع کالاها داره شکل می گیرد بهبود بدهیم و نتیجه اش این باشد که به نفع همه مردم باشد یعنی از منابع محدود که باز هم تعریف اقتصادی است برای رفع نیازهای نامحدود بتوانیم بهینه استفاده کنیم من معتقد هستم این ها را اگر دسته بندی کنیم و از یک جایی شروع کنیم و گام به گام برویم جلو و حداقل حقمان روشن باشد .من معتقدم آغاز هر پدیده ای خوب این که درست مدیریت شود و آغاز گر اولیه مدیریت برنامه ریزی درستی داشته باشیم به عبارتی اگر ما واقعا می خواهیم فرهنگ مصرف الگوی مصرف را رویش کار بکنیم باید برنامه ریزی بسیار مطالعه شده علمی و قابل پیاده کردن در حوزه تبلیغات برای بهبود امروز مصرف و الگوی مصرف است .ما واقعا چه چیزی را می خواهیم تبلیغ کنیم این را برای خودمان شفاف کنیم نه این که هر کس پدیده ای را برای خودش بیان کند اولین نکته این است که موضوع تبلیغ مان در حوزه الگوی مصرف و رفتار مصرف و مصرف کننده کاملا شفاف است این جا لازمه اش چیست ؟کسانی در امر تبلیغ و ترویج کار کنند که احاطه به موضوع داشته باشند دوباره نیایند هر کسی که فرصتی دارد بخواهد فقط اظهار وجود کند درد ما این است که بسیاری از پدیده های حساس را توسط افراد حرفه ای انجام نمی دهیم و این خودش مشکلاتی بسیار زیادی را به وجود می آورد موضوع و پیام تبلیغ برای الگوی مصرف باید توسط کارشناسان حرفه ای توسط تیم های تبلیغاتی و مشاوره ای در یک جایی که نهاد مورد اعتماد مورد بحث گذاشته شود و برای مدتی رویش کار شود و اولین عامل شفاف شود .یکی از مشکلاتی که ما در آموزش و تبلیغ در هر کدام از پدیده الگوی مصرف و رفتار مصرف داریم گاهی اوقات چیزهایی را مطرح می کنیم که اصلا همکاری با ایرانی ندارد .عدم شناخت کافی از مخاطب است .

زمانی تبلیغ موثر است که دو طرف احساس کنند که همدیگر را دارند درک می کنند و قبول دارند

رادیو گفتگو :نظرتان را در این رابطه بیان بفرمایید ؟

بخشی :من یک گریزی به بحث اقتصاد بزنم برای تغیر رفتار ما دو تا گروه و روش داریم یکی روش قیمتی است ؛گروه دوم روش های غیر قیمتی هستند چون در واقع برمی گردد به همین مبحث فرهنگ سازی و تبلیغی که ماداریم درباره اش بحث می کنیم حقیقت این جاست که اگر ما الگوی رفتاری در واقع نامناسبی در بسیاری از افراد جامعه مان در مورد برخی از کالاها می بینیم این ناشی از دو تا علت اصلی است یکی قیمت های مصنوعی است و یکی عدم آگاهی کافی ،آگاهی تبلیغات نقش بسیار زیادی بر آن دارد .ما برای مردمان بگوییم که ما به عنوان انسان داریم بر روی زمین زندگی می کنیم کره زمین بسیار غنی است ولی با توجه به این جمعیت و این روند مصرف در واقع آینده اش آینده خوبی نیست این کره باید حفظ شود طبیعتش باید حفظ شود محیط زیست باید حفظ شود این روند مصرف ما این کره  را به طرفی سوق می دهد که ممکن است نوه های ما دیگر نتوانند در آن زیست کنند این در واقع یکی از آن جنبه ها می تواند باشد که با تبلیغ آن بتوانیم به آن ها آگاهی بدهیم .و بعد تقریبا همه افراد جامعه به شدت در مورد فرزندانشان و آینده فرزندانشان کانزرم هستند که آینده فرزند چی می شود ؟باید این پیام را به آن ها داد که این کره در واقع زیستگاه فرزندان و نوه های شما هم هست .پس باید تلاش کنیم که الگوی مصرف را به نحوی تنظیم کنیم که برای آن ها هم شانس زندگی باقی بماند یکی دیگر از رو شهایی که می توانیم این آگاهی را زیادی بکنیم این که رفتار پیشینیان ما چه بوده است ؟ما پیشینیان ما معمولا خیلی با صرفه جویی و قناعت منطقی زندگی می کردند .ولی ما به عنوان فرزندان خلف آنها خیلی از این الگو در خیلی از این موارد جلوگیری نمی کنیم یکی دیگر از محور ها شاید این باشد که سایر مردم در دیگر کشورها چگونه زندگی می کنند ؟چرا الگوی مصرف آنها با ما بسیار متفاوت است . اگر شما الگوی رفتاری ات را عوض بکنید و یا اصلاح بکنید این منافع اقتصادی را خودت شخصا خواهی برد .در واقع پژوهش در زمینه تبلیغات و راه هایی که بتواند به این انبوه مصرف کنندگان مان در واقع توضیح بدهیم آگاهی شان را بالا ببریم با افزایش آگاهی ها و با این تبلیغاتی که در محورهای مختلفی شکل می دهد بتوانیم الگو این ها را به سمت یک الگوی منطقی تر ببریم که هم در واقع کشور بتواند هم از نظر اقتصادی یک روال منطقی تر را دنبال بکند .

رادیو گفتگو :آیا غیر از این موارد گفته شده موارد دیگری را مد نظر دارید ؟

روستا :یک موضوع بود که قطعا برای مخاطب بود ،لازمه این متدولوژی این است که چیزی باشد که مخاطب کاملا برایش قابل عرض و درک وقابل پذیرش باشد یکی از نکاتی که در جامعه ما چه در فعالیت ها و چه آموزشی چه بسیاری پدیده های هنری که ما می بینیم پیچیده کردن موضوعات ساده است .اگر ما بتوانیم پدیده بسیار پیچیده مثل الگوی مصرف مثل رفتار مصرف کننده با بیان بسیار ساده و قابل درک مخاطبان مختلف خودمان انجام بدهیم مطمئن باشید سریع تر و سخت تر به اهدافمان رسیده ایم ما بسیاری از صحبت ها یمان واژه هامان و تبلیغات مان اصلا مثل این که دنبال نمایش خودمان هستیم تا اثر گذاری بر مخاطب نمی توانیم ساده فیلم ارائه دهیم .نکته بعد بحث زمان است ما گاهی اوقات زمان را که تعیین می کنیم برای برخی از بحث های حساس و اساسی جامعه زمان های نامناسبی است تا چه اندازه ای بستر مناسب و فضا مناسب است برای این که امروز ما برای الگوی مصرف صحبت کنیم .جامعه ای اگر یک جامعه ای است که مردم فشارهای اقتصادی شدیدی دارند اگر از آن طرف کسانی که تبلیغ می کنند چه در در قالب فرد و مروجین و نهادها به عنوان الگوهایی که خودشان رعایت کنند این پدیده ها نباشند بدانید بسیار خطرناک خواهد بود ما باید در فضایی صحبت بکنیم که فضای اعتقاد اعتماد واقعا به همدیگر فراهم باشد در غیر این صورت هزینه می کنیم وقت می گذاریم فکر می کنیم اما نتیجه نمی گیریم در نتیجه باید زمان بندی و حتی قلمرو چه حوزه ای شروع کنیم از کجا ؟ما چگونه از این ها بهترین استفاده را ببریم .اگر جامعه بخواهد بگوید الگوی مصرفت را عوض کن اول باید یک تعریف کند الگوی مصرفی را که می گوید عوض کن و درست نیست من باید پاسخ داشته باشم الگوی مصرف مناسب چیست الگوی مصرف مناسب را چه کسی می خواهد تعریف کند اگر این را خوب مطالعه نکنیم و براساس واقع بینی و بر اساس شرایط جامعه مان بر اساس پیشینه مان ،من معتقدم که مراقب باشیم که صرف پیشینه و زمینه های گذشته نیاییم به آینده فکر کنیم ،و در زمینه آینده که ما با توجه به جامعه مان و جامعه جهانی و انواع تهدیدها و بحران ها الگوی مصرف منطقی چی می تواند باشد و خودمان هم رعایت کنیم این ها نکات بسیار مهمی است که گفتم قرار نیست که با یک بحث و چندین جلسه به نتیجه برسد یک پدیده بسیار طولانی است شاید سال ها طول بکشد که این کار به انجام برسد و تا به نتیجه برسد .باید حوصله داشته باشیم باید علمی برخورد کنیم و از همه مهم تر تفکر سیستمی و استراتژیک داشته باشیم ،بدانیم که راهی را که شروع کردیم یک راه ساده نیست راهی نیست که انتظار داشته در حداقل زمان به همه نتایج دست پیدا کنیم .

رادیو گفتگو :در همین رابطه و مخصوصا وحدت رویه در تبلیغات برای مان توضیحاتی را بدهید ؟

بخشی :این جور تبلیغات در کشور ما یک بخشش خیلی قدیمی است و یک بخشش خیلی نو است تبلیغاتی که مذهبیون ما می کنند روی منابع و امثال آن در هر مراسمی مردم را توصیه می کنند به تقوا و امثال آن این تبلیغات که زندگی درست ودر چه مسسیری باید رفت در کشور ما خیلی گسترده در حال انجام است ولی این تبلیغات تا به حال بر روی این الگوها تمرکز نداشته ما الان در واقع نیازهای جدید تبلیغاتی داریم .مصرف بالای آب ،شاید با ان رو شهای قدیمی آن تبلیغات هم اثر گذار باشد ولی ما یک ساختار جامعه جوانی داریم این ساختار جامعه جوان قطعا نیازمند تنوعی است در اطلاع رسانی پیام رسانی به همین دلیل این جا بحث پژوهش و این که از چه مسیرهایی دنبال می کنیم که اثر گذار باشد خیلی با اهمیت است .ما هیچ وقت به نفت نمی گویی که برکت خداست ولی گندم را که هر ساله داریم و به وجودمی آید را می گوییم برکت خداست .ولی نفتی که مصرف کردیم بنزینی که مصرف کردیم گازی که مصرف کردیم همیشه  از چرخه حیات بیرون رفت .جوان ها دیدگاه های دیگری دارند ابزارهای تبلیغاتی را مور استفاده قرار می دهند و اصولا نگرششان در جهان با قدیمی تر ها هم خیلی فرق می مند پس بنابراین آن مسئله ای که باید یک روش تبلغاتی علمی را در پیش گرفت که جامعیت داشته باشد و همه عوامل سیستم با هم بخواند خیلی ضرورت دارد .یا اگر ما بخواهیم یک تبلیغات موفق باشد برگزار باشد و بتنواند ما را به هدف هایمان نزدیک تر بکند در دواقع آن هدف ها هم به صلاح حال و آینده جامعه است حتما بایستی ما روش های تبلیغاتی مثل الگوی مصرف را خیلی جدی بگیریم و جدی تر کار بکنیم و حتما هم الگوهای علمی را به کار ببریم .یک روش نمی تواند روی همه اثر یکسانی داشته باشد .

رادیو گفتگو :نقش نخبگان و فرهیختگان جامعه هم در این زمینه توضیح بفرمایید ؟

روستا :ما جامعه ای هستیم که به هر حال یک احترامی به افراد پیشکسوت و گروه های رهبران و گروه های مرجع ونخبگان  داریم وقتی که این احترام هنوز وجود دارد نقش نخبگان خیلی مهم است که چگونه از این شرایطی که وجود دارد استفاده بهینه بکنند و.خودشان را به عنوان الگو دهنده و الگویی از هر پدیده مطرح باشند من معتقد هستم که امروز در تمامی مراکز آموزشی و رسانه های ما دینی مذهبی ما همه این ها می توانند نقش آفرین باشند با توجه به نوع مخاطبی که دارند و حساس کردن نخبگان به نقش و تاثیری را که دارند هر پدیده از جمله تبلیغات و فرهنگ اقتصاد و فرهنگ مصرف بیش از گذشته باید به آن بها بدهیم و بدانیم که اگر واقعا همین گروه با مطالعات خودشان بینشان با نوشته هایشان با فعالیت هایی که انجام می دهند و از همه مهم تر با الگوی مصرفی که خودشان دارند انجام می دهند که خیلی مهم است مردم نخبگان را در زیر ذره بین قرار می دهند و اگر صداقت را ببینند مطمئن باشید خیلی از چیزهایی را که الان اگر ما باورمان نشود مورد توجه قرار می دهند می پذیرند و انجام می دهند .

رادیو گفتگو :شما نظرتان را بفرمایید ؟

بخشی :قطعا نخبگان الگوی جوان تر ها هستند ولی حقیقت این جاست که جامعه امروز ما به هر حال نخبگان و الگوی رفتاری شان یک اثر گذاری محدود بر اطرافیانشان دارند ولی حقیقت این جاست که رسان ها نقش بی بدیلی دارند .اصلا در واقع نقش رسانه ها مطلقا قابل انکار نیست وقتی در یک برنامه تلویزیونی برای فوتبال 4 میلیون اس ام اس می فرستند این در واقع اثر بسیار گسترده رسانه را نشان می دهد یعنی اگر ما بخواهیم کاری بکنیم این رسانه ها بزرگترین وسیله های پیام رسانی هستند قطعا نخبگان و خیلی از عوامل دیگر اثرگذارند باید حد اثر را دید .الان رسانه ها چقدر اثر گذارند و یا اینترنت چقدر اثر دارد .ما قطعا بایستی برای این جور روش هامان امکانات عظیم رسانه ها را به کار بگیریم .

 

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :
http://www.Radiogoftegoo.ir/Left_News/news_leftview.php?ID=1571